شعر و دلنوشته
 
شعر و دلنوشته
شاعرانه...
درباره وبلاگ


این وبلاگ حاوی بهترین اشعار امروزی و کهن می باشد. امیدوارم این مطالب مفید باشند.

مدیر وبلاگ : محمد چهکندی
نویسندگان
نظرسنجی
اشعار و وبلاگ من رو چطور دیدین؟








چهارشنبه 2 مهر 1393 :: نویسنده : محمد چهکندی
باز هم خواب ریاضی دیده ام

خواب خطهای موازی دیده ام

خواب دیدم می خوانم ایگرگ زگوند

خنجردیفرانسیل هم گشته کند

از سر هر جایگشتی می پرم

دامن هر اتحادی می د ر م

دست و پای بازه ها را بسته ام

از کمند منحنی ها رسته ام

شیب هرخط رابه تندی می دوم

گوش هرایگرگ وشی رامی جوم

گاه در زندان قدر مطلقم

گاه اسیر زلف حد و مشتقم

گاه خطها را موازی میکنم

با توانها نقطه بازی می کنم

لشگری تمرین دارم بی شمار

تیمی از فرمول دارم در کنار

ناگهان دیدم توابع مرده اند

پاره خط نقطه ها پژمرده اند

در ریاضی بحث انتگرال نیست

صحبت ازتبدیل ورادیکال نیست

کاروان جذر ها کوچیده است

استخوان کسر ها پوسیده است

از لگ و بسط و نپر آثار نیست

رد و پایی از خط و بردار نیست

هیچکس را زین مصیبت غم نبود

صفر صفرم هم دگر مبهم نبود

آری آری خواب افسون می کند

عقده را از سینه بیرون می کند

مردم از این ایکس و ایگرگ داد داد

روز های بی ریاضی یاد باد
رجبی



نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 مهر 1393 :: نویسنده : محمد چهکندی
پاك کن هایی ز پاکی داشتیم،
یک تراش سرخ لاکی داشتیم،
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت،
دوشمان از حلقه هایش درد داشت،
... گرمی دستانمان از آه بود ،
برگ دفترهایمان از کاه بود،
تا درون نیمکت جا میشدیم ،
ما پراز تصمیم کبری میشدیم ،
با وجود سوز و سرمای شدید ،
ریزعلی پیراهنش را میدرید،
کاش میشد باز کوچک میشدیم ،
لااقل یک روز کودک میشدیم




نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 مهر 1393 :: نویسنده : محمد چهکندی

رسم سرمشق های آب بابا یادمان رفت

نوشتن با قلم ها یادمان رفت

 

گل كردن لبخندهای همكلاسی

دریك نگاه ساده حتی یادمان رفت

 

ترس ازمعلم حل تمرین پای تخته

آن زنگهای بی كلك را یادمان رفت

 

راه فرار از مشق های توی خانه

ای وای ننوشتیم آقا، یادمان رفت

 

آن روزها را آنقدر شوخی گرفتیم

جدّیت تصمیم كبری یادمان رفت

 

شعرخدای مهربان راحفظ كردیم

یادش بخیر،امّا خدارا یادمان رفت

 

در گوشمان خواندند رسم آدمیّت

آن حرفها را زود امّا یادمان رفت

 

فردا چكاره میشوی موضوع انشا

ساده نوشتیم آنقدر تا یادمان رفت

 

دیروز تكلیف آب بابا بود و خط خورد

تكلیف فردا نان و بابا یادمان رفت






نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 22 شهریور 1393 :: نویسنده : محمد چهکندی

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام 
باز به دنبال پریشانی‌ام 

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست 
در پی ویران شدنی آنی‌ام 

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی 
عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام 

دلخوش گرمای کسی نیستم 
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام 

آمده‌ام با عطش سال‌ها 
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام 

ماهی برگشته ز دریا شدم 
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام 

خوب‌ترین حادثه می‌دانمت 
خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟ 

حرف بزن ابر مرا باز کن 
دیر زمانی است که بارانی‌ام 

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست 
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام 

ها به کجا میکشی‌ام خوب من؟ 
ها نکشانی به پشیمانی‌ام! 

محمدعلی بهمنی



نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 شهریور 1393 :: نویسنده : محمد چهکندی

داستان عمل کردن دماغ در این روز ها داستان هر روزه هست و معلوم نیست چرا خیلی ها با این داده خدادای مشکل دارند و دنبال عمل کردن دماغ هستند. جالبه که بعضی افراد حتی نام شان را هم عوض می کنند. این موضوع خمیرمایه اشعار طنزی به لهجه بیرجندی شده استکه تقدیم می گردد :

فریبا کرده اسم خور سکینه
دماغ خور عمل کرده پرینه
بِرفته  بعد  ازو  لیپو تراپی
دگه مایه که شق مورنبینه

((ابراهیم اشراقی))

چِنو دل مو مسوزه بر سکینه/ مسلمو نشنوه کاَفر نبینه

برفتن فحته خوندن تو دماغی/سزای اَدم ناَشی همینه

((محمد نوخنجی))

ولی دل مو مسوزه بُر فریبا / خودو کارون ناجور و عجیبا

 فریبا گر سکینه بُد نمیکرد /  از ای کارون ناجور و فریبا

((محمود مسعودی))

  قد و بالا سکینه کَلغَری شو / دماغی مثل قوری یَک بری شو

خودو لنگون سیخیایر نمایوم / الایی هرچه خاکه ورسری شو

((ابراهیم اشراقی))

قد وبالای سکینه خو فشن بو/ قیافی سیخ ای خیل خشن بو

دماغ خور عمل کرده چه فایده/ امید شوهری تو خاک و شن بو

((محمود مسعودی))

بقربون سراچه ی زینه زینه/ گل رو ماه مقبول سکینه

دماغی مثل باربی خوش تراشه/ که فرزان داغ او هرگز نبینه

((فرزان طوفان))

خدا ره شکر که مقبول شد سکینه/ دماغی مثل باربی شد نمونه

از ای ور بد بدونی مردم شر/ فریبا اسم خور خاکرد سکینه

((محمود مسعودی))

سکینه پشکش همه ای شمایو/دماغی عیب داره یاکه پاَیو

دگه تو سن پنجاپنج به باَلا / پی سُوزه مگَردَی توی کاَیو

((محمد نوخنجی))

 





نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها : شعر طنز بیرجندی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 مرداد 1393 :: نویسنده : محمد چهکندی

هزاران آفرین بر جانت ای ماه
روان عاشقان قربانت ای ماه

 

مبارک باد ماه عشق بازان
که بنشینند در ایوانت ای ماه

 

مبارک باد عید روزه داران
نکویان جهان مهمانت ای ماه

 

مبارک باد شهر الله اعظم
همایون طالع رخشانت ای ماه

 

همه مهمان سلطان وجودیم
خوشا بر سفره ی احسانت ای ماه

 

نزول دفتر عشق و صعودش
شب قدر است در دورانت ای ماه

 

به شادروان عزت روزه داران
عیان بینند قدر و شانت ای ماه

 

نصیب روزه داران دیدن یار
در ایوان عظیم الشانت ای ماه

 

دو شادی روزه داران را فرستند
ز لطف حضرت سبحانت ای ماه

 

یکی هنگام افطار اندر این دار
دگر در جنت رضوانت ای ماه

 

مبارک باد عشق روزه داران
که گفت ( الصوم لی ) در شأنت ای ماه

 

دل از روزه شود آیینه ی دوست
در او پیدا رخ جانانت ای ماه

 

سلام سید سجاد و عباد
نثار طلعت رخشانت ای ماه





نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 مرداد 1393 :: نویسنده : محمد چهکندی

 بگذشت مه روزه ، عید آمد و عید آمد
    بگذشت شب هجران، معشوق پدید آمد

 

آن صبح چو صادق شد، عذرای تو وامق شد
   معشوق توعاشق شد، شیخ تو مرید آمد

 

شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد، شد قفل و کلید آمد

 

جان از تن آلوده، هم پاک به پاکی رفت
هرچند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد

 

از لذت جام تو دل مانده به دام تو
 جان نیز چو واقف شد، او نیز دوید آمد

 

بس توبه شایسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد

 

باغ از دی نامحرم سه ماه نمی زد دم
بر بوی بهار تو، ازغیب رسید آمد
مولوی





نوع مطلب : مولانا ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 مرداد 1393 :: نویسنده : محمد چهکندی
سلام و درود...واقعا شرمنده ام که خداحافظی موقت تبدیل به خداحافظی یک ساله شده...
ان شاالله..دوباره شروع میکنم...ممنونم که همراه بودید...
یا علی..





نوع مطلب : به قلم این حقیر...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 تیر 1392 :: نویسنده : محمد چهکندی
سلام به همه ی عزیزان...
باید خدمتتون عرض کنم که بنده به مدت یک ماه از حضوزتون مرخص میشم....
علتشم....
..
..
 سربازی.......
یه ماه دیگه میام... میدونم دلتو برام تنگ میشه...این وب مطلب خوب زیاد داره از مطالب قبل بخونین...
امیدوارم بازم ببینمتون...خداحافظ...





نوع مطلب : به قلم این حقیر...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نام:چشم امید(به طه به یس)            خواننده:علی فانی

همراه با کد آهنگ آنلاین برای وبلاگ نویسان


دانلود اهنگ در ادامه

متن آهنگ...در ادامه
آنلاین در ادامه گوش دهید...

به طاها به یاسین به معراج احمد
به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
به وحی الهی به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.
و این زندگانی فانی جوانی
خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد

اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری

نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی یامهدی مددی

کیفیت:عالی


دانلود...





نوع مطلب : زنگ تفریح...، 
برچسب ها : چشم امید(به طه به یس)،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 تیر 1392 :: نویسنده : محمد چهکندی

در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمیآید اندوهگین و غمزده می گویم شاید ز روی ناز نمی آید چون سایه گشته خواب و نمی افتد در دامهای روشن چشمانم می خواند آن نهفته نامعلوم در ضربه های نبض پریشانم مغروق این جوانی معصوم مغروق لحظه های فراموشی مغروق این سلام نوازشبار در بوسه و نگاه و همآغوشی می خواهمش در این شب تنهایی با دیدگان گمشده در دیدار با درد ‚ درد ساكت زیبایی سرشار ‚ از تمامی خود سرشار می خواهمش كه بفشردم بر خویش بر خویش بفشرد من شیدا را بر هستیم به پیچد ‚ پیچد سخت آن بازوان گرم و توانا را در لا بلای گردن و موهایم گردش كند نسیم نفسهایش نوشد بنوشد كه بپیوندم با رود تلخ خویش به دریایش وحشی و داغ و پر عطش و لرزان چون شعله های سركش بازیگر در گیردم ‚ به همهمه ی در گیرد خاكسترم بماند در بستر در آسمان روشن چشمانش بینم ستاره های تمنا را در بوسه های پر شررش جویم لذات آتشین هوسها را می خواهمش دریغا ‚ می خواهم می خواهمش به تیره به تنهایی می خوانمش به گریه به بی تابی می خوانمش به صبر ‚ شكیبایی لب تشنه می دود نگهم هر دم در حفره های شب ‚ شب بی پایان او آن پرنده شاید می گرید بر بام یك ستاره





نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 تیر 1392 :: نویسنده : محمد چهکندی

به کوه گفتم :عشق چیست ؟ ..... لرزید به ابر گفتم : عشق چیست ؟ ...... بارید به باد گفتم : عشق چیست ؟...... وزید به پروانه گفتم : عشق چیست ؟ ..... پرید به سنگ گفتم :عشق چیست ؟ .... پوکید به ستاره گفتم :عشق چیست ؟ ..... نالید به ماه گفتم :عشق چیست ؟ .... ناپدید شد به خورشید گفتم :عشق چیست ؟ ..... غروب کرد به شمع گفتم :عشق چیست ؟ ..... خاموش شد به گل گفتم :عشق چیست ؟ ..... پرپرشد به آدمی گفتم :عشق چیست ؟ ............ اشک از دیدگانش جاری گشت وگفت : دیوانگیست





نوع مطلب : زنگ تفریح...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 8 تیر 1392 :: نویسنده : محمد چهکندی
با سلام، ای آقا...
شبتان مهتابی..
میلاد شمابود..
عرض تبریک و کمی بی تابی...
ای نفسها بفدای کف نعلین شما..
اندکی تند قدم بردارید..





نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 31 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد چهکندی
کوچه کوچه جست وجوخانه خانه درگذار

قلب ما آشفته است دربهار انتظار

آخرین گل مهمدیست این که میرسد ز راه

هم تبار نرگس است درتبسم بهار

آه میکشم تورا با تمام اتنظار

پرشکوفه کن مرا ای کرامت بهار

می رسد بهارومن بی شکوفه ام هنوز

آفتاب من بتاب مهربان من ببار




نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد چهکندی
عشق یعنی عشق یعنی انتظار

در فراق تک سواری بیقرار

عشق یعنی واهمه بی واهمه

خادم المهدی شدن بی خاتمه




نوع مطلب : اشعار دیگران...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 33 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :